چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389
توسط: روزبه

فیلمهای سال ۱۳۸۹

در این روزهای پایانی سال گفتم یادداشتی هم در مورد دفتر فیلم خودم بگذارم. چند سالی هست که ویژگی های منحصر به فرد سالنامه شرکت های دولتی و خصوصی علاوه بر نوشتن خاطرات روزانه و یا هر یادداشتی تبدیل به جایی برای ثبت کردن فیلم هایی که می بینم و نکته خاص و یا اگر به دلمان هم نشست چند خطی از آن بنویسیم و خیال پردازی کنیم، شده است. هر چند که بی شک زیاد فیلم دیدن مهمتر از دیدن فیلم های خوب نیست و امسال به نسبت سال گذشته فیلم هایی از این بخش کمتر دیدم و شاید خرسندترین اتفاق آشتی دوباره با سینمای ایران، و آشنایی با مردی دوست داشتنی همچون تیم برتون بود. 

امسال تنها فیلم هایی که دوباره موفق به دیدن آنها شدم دیوانه ای از قفس پرید، منهتن وودی آلن و وال - ای بود. که باز هم برایم تازگی خاص خودشان را داشتند و از دیدن دوباره هیچکدام پشیمان نیستم و خود بهانه ای بود برای مرور خاطرات خوب گذشته!
اگر بخواهم از سینمای ایران آغاز کنم باید به شاهکار بهرام بیضایی اشاره کنم. باشو غریبه کوچک فیلمی است حاصل دوران جنگ و تاثیر ویرانگر آن بر زندگی نوجوانی که به طور اتفاقی از جنوب راهی شمال کشور _ جایی که کمتر خبری از جنگ و ویرانی است _ میشود.
دونده امیر نادری که آن هم بدون شک یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است فیلمی بود که تا روزها ذهنم را درگیر کرده بود. 

اما خارج از دیدن این دو فیلم که از کارگردانان به نام ایران هستند اتفاق خرسند دیگر آشنایی با دو کاری بود که امیدوارم یک اتفاق در زندگی هنری هیچکدام از این دو کارگردان نباشد. نفس عمیق فیلمی از پرویز شهبازی که نخستین فیلم وی هم هست، فیلمی است درباره دو دوست، دو جوان که هر کدام به گونه ای با مشکلات جامعه و زندگی شخصی درگیر شده اند و فیلم تلاش می کند زاویه برخورد هر کدام از این دو را با مشکلات _ و شاید هم دلگرمی ها!_ نشان دهد. با این حال که شاید داستان برای ما تکراری باشد نوع پرداختن و متفاوت ساختن آن از سایر کارها تجربه دوست داشتنی ای بود. 

دومین کار فیلم تنها دو بار زندگی می کنیم ساخته بهنام بهزادی نخستین فیلم بلند این کارگردان خوش آتیه سینمای ماست. کاری که تجربه تازه و میشه گفت سختی برای سینمای ما بود ولی به اندازه ای کار خوب بود که بدون شک یکی از کارهای به یادماندنی ذهن هر کدام از ما خواهد شد. بازی دیدنی نگار جواهریان به باور پذیری هر چه بیشتر یکی از شخصیت های داستان و به طور کلی داستان به شدت کمک می کند.

اما سینمای جهان. آشنایی با تیم برتون بزرگ و دیدن شاهکارهای وی همچون ماهی بزرگ، ادرواد دست قیچی و سوونی تاد یکی از لذت بخشترین لحظات تصویری بود. امسال هم چند شاهکاری دیدم که برگ های زیادی از این سالنامه را پر کردند و شاید دوباره و دوباره دیدن هر کدام لذتی افزون بر بار نخست به آنها اضافه کند. 

شهروند کین، 2046، هشت و نیم، مرثیه ای برای یک رویا، هنا و خواهرش، بازگشت و قوی سیاه هفت فیلمی بود که مدت ها افکار و باور های من را درگیر خود کردند و چه بسا گاهی چالش های غیر قابل باوری جلوی چشمانم قرار دادند که باعث شد برای لحظه هایی تجدید نظری در باورهایم از زمانه، آدمها، زندگی، هستی و ... داشته باشم. همه این فیلم ها که نه تنها در طول عمر من و سال 1389 بلکه در طول یک روز هم چندان طولانی به حساب شمرده نشود لحظاتی را برای من و زندگی ام رقم زده است که ممکن است تا سالهای سال از عهده تجربه و یا نمیدانم هر چیز دیگری ناممکن باشد. اینجاست که باید گفت به جای تعظیم کردن برای هنر می توان ایستاد و به گرمی دست زد.

نظرات (1)
حسام
شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 06:52 ب.ظ
بعد از مدتها بالاخره تونستم بیام اینجا رو بخونم.

فیلم های خوبی رو انتخاب کردی. بعضی از فیلم هایی که گفتی فیلم های مورد علاقه من هم هستن و ذهن من رو هم مدتها درگیر کردن. مثل ماهی بزرگ، قوی سیاه و بازگشت.

از سینمای ایران فیلم زیادی ندیدم امسال.

حالا که تا اینجا اومدم سال نو رو هم تبریک می گم. ایشالله سال خیلی خوبی داشته باشی.
پاسخ:
ما رو هم خوشحال کردی رفیق.
بعد از اینکه یادداشت رو تموم کردم یادم اومد چند تای دیگه رو انختاب نکردم مث سرآغاز نولان./
در جریان دیدنت ز سینمای ایران هستم همیشه.
مث پستچی سه بار در نمی زند و ... پیگیر هستم. :دی

ممنون حسام جان. تو هم همچنین.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد